الشيخ السبحاني
50
دوست نماها (تفسير سوره منافقون) (فارسى)
عين صواب و حق و حقيقت پندارد ، هرگز به فكر چاره نيفتاده و اگر كسى به وى راه صحيحى را كه سعادت او در آن است پيشنهاد كند ، روى جهالت سرخود را تكانداده و از هرگونه خيرخواهى ، متكبرانه روى مىگرداند . گروه منافق از دستهء دوم هستند ؛ زيرا آنان اگر چه به اسلام و ايمان تظاهر مىكنند ، ولى چنان كه لفظ « تظاهر » از آن حاكى است ، همهء آن كارها تظاهر و خودنمايى بوده و از ايمان واقعى به خدا ورسول او ، خبرى نيست و در حقيقت داراى جهل مركّبند كه از اشتباه و نادانى خود آگاهى ندارند . روى همين حالت نفسانى ( جهل مركب ) بود كه هر موقع به يكى از منافقان عصر رسالت پيشنهاد مىشد خدمت پيامبر برسند و پيامبر دربارهء آنان طلب آمرزش كند ، چون به مقام و موقعيت پيامبر معتقد نبودند و آيين او را از صميم دل نپذيرفته بودند ، سرهاى خود را بهعنوان مسخره و اين كه احتياجى به چنين طلب مغفرت پيامبر ندارند ، تكان مىدادند و متكبرانه از اين پيشنهاد سر بر مى تافتند . اين شيوه ( شيوهء اعراض و روىگردانى از عمل به پيشنهاد سودمند ) اختصاص به منافق ندارد ، بلكه هر ملتى كه به جهل و نادانى خود پىنبرد ، هيچگونه عمل اصلاحى در ميان آنان با دست خود آن ملت صورت نمىگيرد . از اين نظر دانشمندان گفتهاند ، هدايت و راهنمايى گروهى كه در جهل بسيط هستند ؛ يعنى به جهل و نادانى خود توجه دارند بسيار آسان است ؛ ولى راهنمايى گروهى كه در جهل مركبند ؛ يعنى نمىدانند و تصور مىكنند كه مىدانند ، بسيار مشكل و احياناً محال است .